محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
16
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
اعتدال مفروض و المعتدل بهذا المعنى يعرض له ثمانية من الاعتبارات و معتدل به اين معنى يعنى معتدل مفروض عارض مىشود او را هشت وجوه از اعتبارها . أحدها المعتدل النوعي بالقياس إلى ما هو خارج عنه و هو المزاج الذي يحصل للإنسان مثلا بالقياس إلى سائر الكائنات يكى از آن معتدل نوعى است به قياس بسوى آنچه خارج است از نوع او و آن مزاجى است كه حاصل است آن را مثلا نظر به سائر موجودات و ظاهر است كه مزاج انسانى به واسطه ظهور آثار فيضانى در وى افضل است از ديگر مركبات و اين دليل اعتدال او است نسبت به ديگران . و الثاني المعتدل النوعي بالقياس إلى ما هو داخل في نوعه و هو المزاج الذي يحصل لأعدل شخص من أشخاص نوع الإنسان دوم از آن معتدل نوعى است به قياس بسوى چيزى كه او داخل است در نوع وى و آن مزاجى است كه حاصل است مر اعدل شخص را از اشخاص نوع انسان بايد دانست كه اعتدال نوعى كه قياس بخارج است محتاج است بسوى آن اعتدال نوع در وجود خود كه حاصل مىشود مر هر فرد را از افرادش على تفاوت مراتبه و اعتدال نوعى كه قياس به داخل است محتاج است بسوى او نوع در اجوديت كمالات خود و اين حاصل نمىشود مگر كسى را كه واقع است در حاق وسط و تفصيلش آن است كه اعتدال مزاج انسانى عرضى فراخ دارد و او را دو طرف است و هر طرف را حدى است كه اگر انسان از آن حد تجاوز كند من حيث المزاج از مزاج انسانى خارج شود و ميان دو طرف وجود وسط حقيقى كه آن را حاق وسط گويند ضرورى است و اين وسط نسبت به آنچه مائل به طرف است معتدل باشد و آنچه ميل به طرف دارد نسبت به اين وسط معتدل نباشد و بعد از اعتدال و قرب به آن به حسب دورى و نزديكى از اين وسط است پس هر انسانى كه مزاج او در وسط است معتدل نظر بدانچه غير اوست و داخل است در نوعش و كذلك آنچه قريب بوسط است معتدل است نسبت به آنچه ميل به طرف دارد . اما مراد از اعتدال نوعى قياس به داخل معتدلتر است . الثالث المعتدل الصنفي بالقياس إلى ما هو خارج عن صنفه و هو المزاج الذي يحصل لسكان إقليم من الأقاليم سوم از آن معتدل صنفى است قياس به آنچه او خارج است از صنف او و آن مزاجى است كه حاصل است مر باشندگان اقليمى از اقاليم را يعنى طايفه از نوع ممتاز باشند از غير خود كه داخل است در نوع مثلا مزاجى كه مر هر شخص را از اشخاص هند است لايقتر است او را من حيث أنه هندي از مزاج حبشى و جز آن از اصناف كه داخلاند در نوعش حتى اگر از مزاجى كه مخصوص به صنف او است خارج شود از آن صنف نباشد . الرابع المعتدل الصنفي بالقياس إلى ما هو داخل في صنفه و هو المزاج الذي يحصل لأعدل شخص من أشخاص صنف معين چهارم از آن معتدل